گامهای یک تا پنج: یک طرح تجاری تهیه کنید.

یک طرح خوب می تواند شما را برای یک شروع قوی و ثابت قدم ماندن در طی مسیر یاری کند.
یکی از ابتدایی ترین گام ها به سوی راه اندازی یک کسب و کار نگارش یک طرح تجاری است. لیندا پنسیون می گوید:”تا وقتی که کسب و کارها به دردسر نیفتاده اند، یک طرح تجاری تهیه نمی کنند. آنها به سرمایه یا یک همکار نیازمندند و متوجه می شوند که به یک طرح تجاری نیاز دارند پس ناگهان سراسیمه می شوند.”
طرح تجاری به عنوان یک راهنما برای تصمیم گیری در طول زندگی کاری تان همراهتان خواهد بود. اولین سوال این است که آیا باید در اولین فرصت شروع به کار کرد یا نه. دومین مزیت طرح تجاری این است که وام دهندگان و سرمایه گذاران و تمام کسانی را که قبل از تخصیص سرمایه یا تصویب وام طرح تجاری طلب می کنند را راضی نگه می دارد. طرح شما به عنوان پلی ارتباطی میان شما و همکاران، هم پیمانان ، فروشندگان، کارمندان و حتی مشتریانتان در خدمتتان خواهدبود.

گام اول – قبل از شروع به نوشتن، ابزارها و منابعی را که می توانند یاری رسان باشند بیابید.

علاوه بر کتابها، برنامه های نرم افزاری نیز می توانند از عهده این مسئولیت برآیند. شما می توانید از مرکز توسعه صنایع کوچک، دانشگاهها، دانشکده ها، کلاسهای خصوصی و کنفرانس ها کمک بگیرید. نباید تمامی کارها را بر دوش مشاورین بیاندازید. البته حقوق مشاوران با تجربه از ساعتی سیصد دلار به پایین است و عموما کیفیت کاری آنها در ارتباط مستقیم با حقوق دریافتی شان است. پنسیون می افزاید که استخدام یک مشاور هزینه ای در حدود ۵ الی ۱۰ هزار دلار در پی خواهد داشت.

گام دوم – اندیشه هایتان را با اعداد و ارقام پشتیبانی کنید.

به یاد داشته باشید که یک طرح تجاری همزمان باید کیفی و کمی باشد. پنسیون براین عقیده است که :” یک طرح تجاری فقط شامل نگارش تصورات و دیدگاههایتان از کارتان نیست. بلکه تفسیر آن با شرایط مالی قابل محاسبه، اهمیت دارد.” و این به آن معناست که شما در کنار نیاز به توضیحاتی در مورد طرحتان به اعداد و ارقامی نیاز دارید که تا حد امکان دقیق باشند. با نگارش بخش نظری و مفهومی طرح شروع کرده و بعد به بخش های مالی برسید. پنسیون می گوید:” مفاهیم را با واحد پول بیان کنید.” به طور مثال با موضوع تبلیغات شروع کنید، اینکه هرچند وقت یکبار، در چه اندازه هایی و در چه مکانهایی تبلیغات خواهید داشت. اینگونه می توانید هزینه تبلیغاتتان را محاسبه کنید و حاصل یک عدد خواهد بود که شما می توانید برای هزینه های تبلیغات از آن بهره بگیرید.” بخش نظری و مفهومی طرحتان بدون بخش مالی فاقد ارزش و کاربری است.

گام سوم – هنگام برآورد و پیش بینی هزینه ها واقع بین باشید.

پنسیون می گوید:” اشتباه متداول هنگام نگارش یک طرح تجاری، تخمین خلاف واقع درآمدها و هزینه هاست.” بازار هدف خود را به یک موقعیت خوشایند و مناسب محدود کرده و هزینه ها و درآمدهای خود را طبق این بازار تخمین بزنید. با شناسایی خریداران مستعد شروع کنید و سپس این افراد را از لیستتان حذف کنید: افرادی که برای خرید آمادگی ندارند، سوددهی لازم را ندارند، نمی توانند راه حل های شمارا پشتیبانی کنند و یا خدمات شما را به عنوان یک نیاز تلقی نمی کنند.”

گام چهارم – دست کم جریان نقدینگی ماهیانه را برای سال اول برآورد کنید.

بر عقیده پنسیون:” نقدینگی بخش بحرانی و بسیار مهم طرح است.” همچنین باید یک برآورد کلی از سود و زیان خود طی یک سال و یک ترازنامه تهیه کنید. نقاط احتمالی شکست  و نقاطی که درآنها فروش جوابگوی هزینه ها خواهد بود، را تعیین کنید. با مراجعه به نسبت های اختصاصی صنعتی به چاپ رسیده، نسبت های مالی مختص کار خودرا جستجو کنید و مطمئن شوید که فرضیاتتان واقع بینانه بوده است. پنسیون می گوید:” اگر شغل سبزی فروشی نیم درصد سود دهی دارد و شما برای آن ۲۸ درصد سود تخمین زده اید، احتمالا بهتر است در مورد آرزوهایتان تجدید نظر کنید.”

گام پنجم – به بازاریابی توجه ویژه ای داشته باشید.

ابتدا هدف گذاری کنید: به تجزیه و تحلیل بازار، شناسایی بازارهای هدف، جستجوی رقبا و ارزیابی جهت گیری های بازار بپردازید. سپس سیاست و تدبیری برای بازاریابی بیاندیشید. که شامل دسته بندی تان به فروش، ترفیعات، تبلیغات، روابط عمومی ، فعالیت در شبکه های ارتباطی، ساخت جامعه، سرویس دهی به مشتریان و دیگر ابزارها و مسیرهای بازاریابی  باشد. طرح را تهیه کنید که سیاست های بازاریابی رقبا را قابل اجرا کند. معیارهایی را در نظر بگیرید تا از وقوع صددرصد طرح هایتان آگاه شوید.

منبع: سیمرغ

برچسپهای نوشته

About the author