یک طرح بازاریابی هدفمند و موثر

سوددهی آن افزایش یابد و از همه مهمتر مشتریان بیشتری به آن روی آورده و کسب و کار پرطرفداری خلق شود که منجر به کاری لذت‌بخش شده انگیزه کارمندان را بالا می‌برد. اما همه بازاریابان موفق و تیزهوش نبوده همه راهکارها و پروژه‌های آنها هم نتیجه‌بخش نخواهد بود. در هیچ زمانی مانند امروز، بازاریابی اینقدر مطرح نبوده است چرا که امروز این مفهوم یک صنعت را به دنبال آورده است. فراگیری هنر برقراری ارتباطات و جذب مشتریان که در میان دنیای پرهیاهو و رنگارنگ تبلیغات ایستاده‌اند، به مسابقه گذاشته شده است. این روزها مدیریت مشتریان روز به روز پیچیده‌تر می‌شود که وجود مجاری گوناگون تماس با آنها، یکی از دلایل این پیچیدگیست. اما با وجود این گوناگونی و تعدد شرکت‌های مختلفی که کالاهای خود را وارد این بازار رقابتی کرده‌اند، وضعیت ابتکار و نوآوری چندان مناسب نیست. این شرکت‌ها در تولید کالاها، مدیریت عملکردهای داخلی و بسته‌بندی و حمل و نقل و توزیع، روش‌های خوبی را در پیش گرفته‌اند که روند کارشان را تسهیل می‌کنند اما برای برآوردن تقاضای مشتریان راهکارهایی خلاقانه و جدید را در برنامه کاریشان ندارند. اما همین فقدان نوآوری و ابتکار باعث می‌شود که فرصت‌های خوب و جدیدی در عرصه تبلیغات و بازاریابی خلق شوند.

این یک اصل ثابت شده است که یک پروسه و راهکار بازاریابی موفق و کارآمد، باعث می‌شود که یک کسب و کار رشد کند، میزان درآمد و
در حقیقت وقتی یک کسب و کار وارد جریان بازاریابی می‌شود، قصد دارد روند کارها و عملکردهایش را بازبینی کرده درباره آنها دوباره فکر کند تا بتواند از موجودیت کارش دفاع کند و اعتبار و شهرت کسب کند. اکنون بازاریابی و فعالیت‌های مربوط به آن در جهت پاسخگویی به نیازهای مشتریان انجام می‌شود اما این تازه شروع کارهاست. این که این فرآیند پاسخگو بوده و مشتریان زیادی را به طرف کسب و کار مورد نظر جلب کند، کافی نیست. آنچه که سهامداران، هیئت مدیره و مقامات ارشد اجرایی می‌خواهند، برآوردن عینی نیازهای مشتریان است و اینکه بازاریابی عملکرد خوبی هم به دنبال بیاورد. اگر بخواهید میزان تاثیر و کارایی فعالیت‌های یک تیم بازاریابی را دریابید، باید برای این ارزیابی از واقعیات، منطق و آمارهای ثبت شده استفاده کنید. احساسات و حدس و گمان‌ها در این میانه به کار نمی‌آیند. برای این که دریابیم یک فرایند بازاریابی مفید بوده بازدهی بالا داشته است، به یک سیاست منطقی، حساب شده، قابل پیش‌بینی و تکرارپذیر نیاز داریم که کاملاً روشن و شفاف باشد.

مدیران برای طراحی یک نقشه بازاریابی تاثیرگذار، باید تمامی ابعاد و جوانب اهداف مجموعه و عملکرد آن را در نظر بیاورند. یک برنامه بازاریابی کارآمد که به نتایجی درخشان منتهی شود، تمامی این جوانب را شرح داده و می‌گوید که چطور و از چه راهی می‌توان این جوانب را به خدمت گرفت و در جهت توسعه کل مجموعه هدایت کرد.

در این رویه بر قابل سنجش بودن، تکرارپذیری، وضوح و شفایت و انسجام این پروسه تأکید می‌شود. علاوه بر آن فرهنگ آموزشی تدوین می‌کند که مدام و به طور کامل این طرح بازاریابی را آزمایش کند و به تدریج کارایی و قابلیت‌های این برنامه تبلیغاتی بالا برود تا نتایج رضایت‌بخشی به بار بیاورد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که اگر مدیران شرکت‌ها و صاحبان مشاغل به جای این که فقط به همان برنامه‌های بازاریابی محدود تکیه کنند، برنامه‌ای جامع، دقیق و منسجم تدوین کنند، نتایج خوبی خواهند گرفت. آنها در انجام پروژه بازاریابی خود موفق می‌شوند و به تبع آنها فروش خوبی خواهند داشت و می‌تواند کیفیت خدمات مشتریان خود را نیز بهبود بخشند. در پی این موفقیت‌ها قادر می‌شوند قیمت‌هایشان را نیز کاهش دهند که این خود نتایج بهتری به دنبال خود خواهد داشت. مدیران و بازاریابان هدفمند می‌دانند که باید تمامی جوانب امر را بررسی کنند و تمامی عناصر موجود و موثر در موفقیت را توسعه و ارتقا دهند.

البته واضح است که تمامی پروژه‌های بازاریابی نمی‌توانند در تمامی وجوه و ابعاد یک کسب و کار موفق عمل کنند اما اگر بازاریابان طرح دقیقی تدوین کرده باشند، به مرور زمان قادر خواهند بود که نقاط ضعف را شناسایی کنند و نقاطی که پتانسیل‌ بالایی دارند را نیز بشناسند. بدین ترتیب در نقاط بالقوه مستعد سرمایه‌گذاری می‌کنند و در عین حال سعی می‌کنند ضعف‌های طرحشان را برطرف کنند. اما نکته دیگری هست که نباید فراموش کرد. یک طرح قوی و همه جانبه وقتی پاسخگو خواهد بود که بتواند در دراز مدت و به همراه تغییرات سریع وضع بازار و نیاز مشتریان، متحول شود و به عبارتی انعطاف‌پذیر بوده توانایی هماهنگ و سازگار شدن با شرایط گوناگوون را دارا باشد. اعضای یک تیم بازاریابی مبتکر که طرحی منطقی، هدفمند و منسجم تدوین می‌کند، همگی به کارشان شور و علاقه وافری دارند و پیرو نظم و انضباط دقیقی هستند. ماهیت بازاریابی به گونه‌ایست که مدام باید نو شود چرا که هر ایده‌ای و به هر شکلی که باشد با گذشت زمان کهنه می‌شود. حال سوال اینست که از کجا بدانیم کی زمان تغییر فرا رسیده یا باید چه ویژگیهایی از برنامه‌ کنونی را عوض کنیم و کدامها باید به همان شکل قبل باقی بمانند؟ وقتی که هنر بازاریابی در کنار دانش بازاریابی قرار گیرد، جواب این سوالات مشخص شده فرهنگی منسجم و پویا در بازاریابی خلق می‌شود.

منبع: روزنامه تفاهم

 

 

 

برچسپهای نوشته

About the author